تبليغاتX
تا ترانه - رضا راد
سه شنبه دوازدهم آذر 1387

ترانه ی منتخب این پست ترانه ای از زویا زاکاریان از آلبوم شبزده با آهنگ و تنظیم واروژان و اجرای ابراهیم حامدی بنام :

شبزده

عزیز بومی ای هم قبیله
رو اسب غربت چه خوش نشستی
تو این ولایت ای با اصالت
تو مونده بودی تو هم شکستی

تشنه و مومن به تشنه موندن
غرور اسم دیار ما بود
اون که سپردی به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود

کدوم خزون خوش آواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق

کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشید و بیرون بیاریم

هزار پرنده مثل تو عاشق
گذشتن از شب به نیت روز
رفتن و رفتن صادق و ساده
نیامدن باز اما تا امروز


خدا به همراه ای خسته از شب
اما سفر نیست علاج این درد
راهی که رفتی رو به غروبه

روبه سحر نیست شبزده برگرد

ترانه را از اینجا بشنوید

و اما نقد ترانه :

عزیز بومی       ای هم قبیله     رو اسب غربت     چه خوش نشستی
تو این ولایت     ای با اصالت    تو مونده بودی     تو هم شکستی

سراینده در چارپاره ی آغازین با استعانت از ترکیبات کلامی پنج هجائی و  با بکار گیری صنعت بدیعی مدور  در سرایندگی هنرنمائی می کند از شاخصهای این صنعت شعری که از صنایع لفظی در فن بیان است قابلیت تقدم و تاخر ترکیبات در چینش مصراع میباشد بنحوی که لطمه ای به پیام شعر وارد نگردد مانند چینش جدید از چارپاره ی آغازین :

ای هم قبیله    عزیز بومی       چه خوش نشستی    رو اسب غربت     
تو این ولایت   تو مونده بودی      تو هم شکستی
       ای با اصالت

و یا :

رو اسب غربت    چه خوش نشستی   ای هم قبیله    ای با اصالت      
 تو مونده بودی   عزیز بومی          تو هم شکستی
     تو این ولایت

همچنانکه مشاهده شد می توان با حرکات مدور و دایره ای به گونه هائی متفاوت ولی با پیام کلامی ثابت چینش ترکیبات پنج هجائی چارپاره را تغییر داد . سراینده بی تکلف و بدون تقید با استعانت از این صنعت کمک شایانی به ایجاد موسیقی درونی چارپاره نمود . جدا از زیبائی لفظی ایجاد شده ترکیب وهم آلود اسب غربت – ایهامی را در فصل غریبی غربت شکل داد .

مراعات نظیر عزیز بومیهمقبیله - ولایت و با اصالت گشایشی بود در باب حب الوطن در ترانه :

تشنه و مومن به تشنه موندن
غرور اسم دیار ما بود
اون که سپردی به باد حسرت
تمام دار و ندار ما بود

عشق وطنی که نشانه ی ایمان غریب غربت نشین ترانه است و در ادامه با اعتراف به مومن بودنی از سر غرورملی به مام وطن و بی ذکر نام وطن که تدبیری بود جهت جهان شمول شدن ترانه – سپردن ریشه و اصالت ابا و اجدادی که تمام دار و ندار آدمی است را به دست باد هوای نفس -حسرت  آور قلمداد می نماید .   

کدوم خزون خوش آواز
تو رو صدا کرد ای عاشق
که پر کشیدی بی پروا
به جستجوی شقایق

خزانی که قاصد خشکی و پژمردگی است با آواز خوش اغواگرش عاشقی را بی پروا به جستجوی شقایقی که قاصد طراوت و سرزندگی است میکشاند . تضاد فصول پائیز ( فصل ریزش ) و بهار ( فصل رویش شقایق ) به زیبائی بار تصویر سازی چاپاره را بدوش کشیده و در لایه های زیرین صدای خوشی اغواگرعاشقی دلباخته شده که مجهول بودن صاحب  صدا تعلیقی ایجاد نموده که جای تامل دارد 

کنار ما باش که محزون
به انتظار بهاریم
کنار ما باش که با هم
خورشید و بیرون بیاریم
 

سراینده چون عامل بازدارنده ای شخصیت عاشق داستانش را از سفربی فرجامی که رو به تیرگی است منع میکند و از او میخواهد تا با ماندن در دیار در کنار یار فصل روشنی را رقم زنند و خورشید که نماد سازندگی ملی است را از پس ابر بیرون آورند . 

هزار پرنده مثل تو عاشق
گذشتن از شب به نیت روز
رفتن و رفتن صادق و ساده
نیامدن باز اما تا امروز

عاشقان بی پروا ی پرنده کم نبودند پرندگانی که هیچگاه برنده نبودند چون به نیت روز از شب گذشتند ولی بازنده شدند و برنگشتند  سراینده با زبان بی زبانی سرابی را برای پرندگان مهاجر تجسم می نماید و در ادامه :

خدا به همراه ای خسته از شب
اما سفر نیست علاج این درد
راهی که رفتی رو به غروبه
روبه سحر نیست شبزده برگرد

در لایه زیرین بند اول از چارپاره تیرگی شب رنگ واقعی خود را مینمایاند تیره رنگی که زنگ خطری است بر  نیرنگ فرهنگی  و سراینده  ضمن دعای سفر سلامت خاطر نشان می شود که علاج درد دلخستگی از رنگ شب قطعا سفر بسوی روز نیست  و همچنین بیراهه ی غروب غرور در غربت  به عاشق شبزده  که محو زرق و برق غرب است شناسائی و سراب سحر در سفر شبزده رو می شود

مخلص کلام که یار با نهی فرار مغزها به ماندن در دیار بتکرار توصیه میکند همچنانکه پیشتر گفته بود :

کنار ما باش که با هم
خورشید و بیرون بیاریم

چرا که بیرون کشیدن خورشید با حرکات انفرادی به تعبیر سراینده محکوم به فنا ست و ترکیب شبزده برگرد با ایهامی در خور اعتنا می گوید :ای شبزده  - شب زده برگرد

رضا را د ترانه سرا

reza rad - lyrics

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:36  توسط رضا راد