تبليغاتX
تا ترانه - رضا راد
دوشنبه یکم بهمن 1386

ترانه ی منتخب این پست ترانه ای از استاد اردلان سرفراز به آهنگسازی و تنظیم صادق نجوکی  با اجرای داریوش اقبالی بنام  :

 

مصلوب

 

به صلیب صدا مصلوبم ای دوست

تو گمان مبری مغلوبم ای دوست

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

 

وقتی گفتن یه گناه بود  مثل دیدن یا شنیدن

معنی آوازم این بود     ته بن بست داد کشیدن

وقتی حتی توی خلوت  فکر آزادی قفس بود

گفتنی ها رو می گفتیم  اگه فرصت یه نفس بود

 

به گناه صدا با جرم گفتن

اگه روی صلیب ویرون شدم من

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن در ندادم تا نمیرم بی کفن

 

*   *   *

 

تو شبای سکوت فریاد من بود

ته جنگل خواب بیداری رود

از غروب هراس تا صبح موعود

تیغ خشم خلیل بر قلب نمرود

 

در عذاب تشنگی گم   حسرت من بوی گندم

بر دلم داغ شقایق از  عذاب تلخ مردم

از کسی که مثل بختک رو شبام انداخته سایه

یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلایه

 

اردلان سرفراز تهران پنجاه و هفت

 

ترانه را از اینجا  بشنوید

 

 

و اما نقد ترانه

 

به صلیب صدا مصلوبم ای دوست

تو گمان مبری مغلوبم ای دوست

 

بی شک تبحر خاص استاد اردلان سرفراز در سرودن اشعار فلسفی است

او دیگرباردر خلق ترانه ای بیداربا استعانت از قدرت قلمش در بند آغازین ترانه با تشخص بخشیدن به صدا ی عاشق فلسفه وجودی این موهبت ماندگار را برای دوستداران ترانه یادگار کرد

تلمیح بند اول ترانه اشاره دارد به داستان مصلوب شدن عیسی بن مریم  ناصری ( منسوب به ناصره ) که همگان از نحوه ی معجزه آسا ی ولادت این پیامبر و داستان مادر مطهرش مریم  قدیس مطلعیم

حتما این ضرب المثل ایرانی را هم شنیدید که : زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

عیسی مسیح رسول مهربان خدا از افرادی بود که درتاریخ ادیان مشمول این ضرب المثل شد

دادگستری که بسن سی سالگی درشهر جلیل شروع بتبلیغ عقیده ی خود کرد و سپس در اورشلیم  بر بیداد حکومت زمانه اش ( فریسیان ) فریاد زد و به جرم بدعت در دین  بی پایه و اساس زمانه اش-  درسن سی و سه سالگی بردارمجازات - مصلوب بر صلیب صدایش شد

به اعتقاد مسیحیان عیسی توسط چند تن اززنان قدیس بخاک سپرده شد ولی سه روز پس از دفنش - مجددا زنده شد و پس از اتمام حجت عقایدش با حواریون در پایان یکدوره چله نشینی به آسمان عروج کرد

با این وجود  با گذشت تاریخ - تائید شد که این مصلوب شدن خبرازمغلوب شدن مسیح نداد بلکه دین مسیحیت با پراکنده شدن حواریون مسیح به اقطار جهان -دین غالب قسمت اعظمی از جمعیت ابنا ء بشرشد . 

صنعت هاج آوائی ازصنایع لفظی هم زینت بخش  بند نخست ترانه شده است( هاج آوائی که مبحث مقابل ستیز آوائی است  آرایش کلمات با یک حرف  ضمن داشتن شرط سهولت در بیان است که در اینجا  آن حرف ص و آن کلمات صلیب و صدا و مصلوب است ) و همچنین سراینده با بکار گیری جناس اشتقاق صلیب و مصلوب( بکارگیری کلمات مشتق از یک ریشه که در اینجا ریشه صلب است ) حرف دلش را شجاعانه با معشوق (دوست ) آغاز می کند و ادامه می دهد :

 

شرف نفس من اگه شد قفس من

به سکوت تن در ندادم تا نمیرم بی کفن

 

آدمی همچنان که جویای زندگی راحت و بی دغدغه است در پی مرگی آسان و بی دلهره میباشد

یکی از مرگهای پر اضطراب که میتواند گریبانگیر جسم و روح آدمی شود مرگ تدریجییست و مرگ بر روی صلیب از این جنس است محکوم به مرگ تنها و بی کفن از بالای دارنظارگر روزهای پایانی عمرش است و مصلوب صلیب صدا در این قصه که نفسی شریف دارد - از در قفس ماندن بیزار است و بی واهمه از مردن بی کفن در بالای دار - به سکوت تن در نمی دهد .  

 

وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن

معنی آوازم این بود    ته بن بست داد کشیدن

 

سراینده در این بند از اختناق روزگارش می گوید ( سال پنجاه و هفت )

سراینده برهه ای از زمان را شرح می دهد که در کوچه ی بن بستی که نمادی از نظام حاکم است  گفتن و دیدن و شنیدن با ممیزی شدیدی روبرو شده بود

قهرمان مصلوب داستان معترضانه ائیدولوژی خودرا که فریاد کشیدن در ته این بن بست است است چون بیانیه ای صادر میکند - قطعا فریاد در کوچه ی بن بست طنین و انعکاسی در پی خواهد داشت که بیدار کننده ی اهالی خانه ای مجاور این بن بست ( ملت و مردم  ) است

 

وقتی حتی توی خلوت  فکر آزادی قفس بود

گفتنی ها رو می گفتیم  اگه فرصت یه نفس بود

 

خلوتگاه آدمی جایگاه آزادی فکر و اراده ی اوست ولی سراینده در ترانه شرایطی  را معرفی میکند که حتی فکر آزادی هم کیفر قفس در پی دارد در این بن بست ظلمانی مصلوب صلیب صدا – در کمترین زمان باقیمانده تا به صلیب کشیده شدن – گفتنی ها را مانند آخرین اعترافات یک محکوم به مرگ بیان می کند و در دقایق پایانی عمرش نیز با افتخار از تن ندادن بسکوتش می بالد

 

*    *    *

 

سراینده در نیمه دوم ترانه با بکارگیری تلمیحی دیگرکه اشاره به داستان ابراهیم خلیل و نمرود دارد – اقدام به پرداخت کاملتری از قدرت صدای معترض می نماید.

ابراهیم خلیل - پیامبری از بنی سام مقلب به خلیل که دو هزار سال پیش از میلاد در قریه ی اوراز توابع کلده در مشرق بابل به دنیا آمد ه بود طائفه ی خویش را بجای پرستش بتان و ماه و خورشید (بدلیل شکست پذیری و افول و غروبشان )  به پرستش خدای یگانه که لایزال است  دعوت کرد و نمرود پادشاه وقت با دیدن شجاعت این پیامبر در شکستن بتان بتخانه و عدم پرستش خورشید و ماه -  تحمل حضورمقدسش را نداشت و فرمان داد تا  در صبح روزی  آتشی بزرگ افروخته او را در آتش افکنند ولی در صبح موعود آتش بر وی سرد وبه گلستان تبدیل شد و وی سالم ماند و پیامبری فرقه ی حنیفیه ( خداپرستان موحد ) را آغاز کرد

وجه مشترک دو تلمیح بکار گرفته شده در ترانه ( داستان رسولان عیسی مسیح و ابراهیم خلیل ) دل دل صدای برحق و انسان ساز این پیامبران اولو العظم میباشد که انقلابی در اعتقادات بی اساس حکومت زمانه اشان ایجاد نمودند  

 

تو شبای سکوت فریاد من بود

ته جنگل خواب بیداری رود

 

در این بند روح عصیانگر ترانه سرا ضمن همذات پنداری با طنین فریاد در خلوت شب سکوت و بیداری رود در انتهای جنگلی آرام به نحو زیبائی شخصیت پردازی شده است و خبر از انقلاب درون می دهد

 

از غروب هراس تا صبح موعود

تیغ خشم خلیل بر قلب نمرود

 

این انقلاب درونی روح و جان - جبر زمانه را با وجود قدرت  اختیار انسان - حباب روی آب می نماید همچنانکه :

هراسی که در دل مریدان ابراهیم درغروبی منتهی به صبح موعود سوزاندن مرادشان در آتش بود – با بدل شدن آتش به گلستان بی اساس جلوه داد و صلابت صدای ابراهیم چون تیغ خشمی بر قلب نمرود فرو آمد

 

در عذاب تشنگی گم   حسرت من بوی گندم

بر دلم داغ شقایق       از عذاب تلخ مردم

از کسی که مثل بختک رو شبام انداخته سایه

یه سوال ساده کردم نفرت من شد گلایه

 

مصلوب صلیب صدا در واپسین لحظات عمرش آخرین فریادش را با تلخی و گزندگی به گوش محاکمه گر زمانه که چون بختکی در شبهای زندگیش سایه افکنده بود می رساند -چرا که اعتقاد قلبی دارد خوشا فریاد برای آخرین بارروی دار

سوال ساده ای که با بی پاسخ ماندن به نفرت و گلایه تبدیل شد و جوابش بتاریخ پیوند خورد

آیا شرف نفس دل داغدار چون شقایق – توان سکوت و تاب دیدن عذاب تلخ مردم  که در حسرت نوشیدن شراب خم زندگی واستشمام بوی گندم دردشت بندگی ذات حق سردگم اند را دارد ؟         

 رضا را د ترانه سرا 

 reza rad - lyrics

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:40  توسط رضا راد