ترانه ی منتخب این پست ترانه ای از استاد اردلان سرفراز بنام :
بشنو همسفر من
از این قصه ی تلخ راه دشوار
ای تو تک چراغ این شب تار
اینکه گذشتن از کنار قصه ها نیست
اینکه یه تصویر از سقوط آدما نیست
ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم
ما خود دردیم این نگاهی گذرا نیست
سفر چه تلخه در امتداد اندوه
حس کردن مرگ لحظه ی ویرانی کوه
همپای هر بغض شکستن و چکیدن
از درد غربت بی صدا فریاد کشیدن
بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم لحظه ها را گریه کردیم
ما در صدای بی صدای گریه سوختیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم
از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم
تا عجز خود را باهم و بی هم شناختیم
تنهائی رفتیم به عجز خود رسیدیم
با هم دوباره زهر تنهائی چشیدیم
شاید در این راه اگر با هم بمانیم
وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم
ترانه را از اینجا بشنوید

از زبان سراینده :
برای سریال تلویزیونی ( طلاق ) ساخته ی هوشمندانه مسعود اسدالهی روی آهنگ چشم آذر در شرایطی این ترانه را نوشتم که هنوز خود نیز در گیر جمع کردن شکسته های خویش از زخم اولین بوده ام و ....هنوز ذره های شکسته را پیوند نداده بودم که دوباره ...؟
با شرح سراینده ازشرایط روحی اش هنگام نوشتن ترانه ی طلاق مشخص است که ترانه یک فضا سازی مجازی نیست وبیان رازی حقیقی است که از دل برآمده پس لاجرم بر دل خواهد نشست
بشنو همسفر من
از این قصه ی تلخ راه دشوار
ای تو تک چراغ این شب تار
در ترانه ای که صحبت از عهد شکنی است قالب شکنی شده است
این هماهنگی پیام و کلام در فصل شکستن قابل تامل است
سه سطر آغاز ترانه در هیچ قالب متداول شعر پارسی ( چهار پاره – دوبیتی و مثنوی ..) جای ندارد و این تغییر نامتعارف در قالب با تعابیر نامتعارف ( قصه ی فصل جدائی ) هماهنگی دارد
مراعات نظیر هوشمندانه ی همسفر – راه – تکچراغ – خبر از راه دشوار زندگی مشترک آدمیست که درمسیر این جاده در شبهای تاریک سوسو نور تکچراغ عشق غنیمت است
اینکه گذشتن از کنار قصه ها نیست
اینکه یه تصویر از سقوط آدما نیست
ما بی تفاوت به تماشا ننشستیم
ما خود دردیم این نگاهی گذرا نیست
سراینده پس از قالب شکنی نامتعارف در سه سطر آغازین با انتخاب قالب دو بیتی تصویر گر سقوط آدمها ست که سقوط آدمی سوال بر انگیز است و مخاطب را در وهم و گمان می اندازد که شاید منظور سراینده سقوط شخصیت ادمی باشد
ترکیبهای نظیر هم ( ساده نگذشتن – بی تفاوت ننشستن – نگاه گذرا نداشتن ...) دعوتی جهت تامل در مفاهیم عمیق ترانه است که با تلنگرهای پی در پی ذهن مخاطب را اماده دریافت مطلب قابل توجهی می نماید
سراینده با استفاده از مراعات و ترکیبهای نظیر – ترانه را در طول مسیرش هماهنگ و درگیر کرده است ( انسجام طولی ترانه )
سفر چه تلخه در امتداد اندوه
حس کردن مرگ لحظه ی ویرانی کوه
بند اول این سطر با داستان ترانه تطابق مفهومی دارد
و قابل قبول است که بی همسفر رفتن در امتداد مسیر سفر زندگی تلخ و عذاب آور باشد
اما در بند دوم با وجود بلاغت از فصاحت کلامی بدور است وبنظر می رسد که انتخاب قافیه ی اندوه در بند فوقانی علتی شده تا کوه معلولی گردد که ویرانیش حس کردن مرگ را همراه داشته باشد ( عدم انسجام در عرض این بند از تزانه )
همپای هر بغض شکستن و چکیدن
از درد غربت بی صدا فریاد کشیدن
ولی در این بند علاوه بر انسجام عرضی که واژه ی بغض جایگزین همسفرغایب سفر – همپای مسافر شده - ترکیبهای مصدری شکستن و متعاقب آن چکیدن و در انتها فریاد کشیدنی بی صدا ناشی از درد غربت – قریب و آشنای ذهن مخاطب در مرور قصه ی طلاق است .
بشنو همسفر من
با هم رهسپار راه دردیم
با هم لحظه ها را گریه کردیم
بحران اصلی داستان اینجاست
مسافر همسفر نداشته اش را به شنیدن دعوت میکند
واژه با هم که نشان از همراهی و در معیت هم بودن دارد اینبار درلایه های ذیرین ترانه در مفهوم افتراق و جدائی آمده و دو مسیر منتهی به درد را به عاشق و معشوق نشان می دهد که طی طریق زوجی که در راه زندگی از هم جدا میشود لحظه های گریه آوری را در پیش رو دارد
ما در صدای بی صدای گریه سوختیم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختیم
از مخمل درد به تن عشق جامه دوختیم
تا عجز خود را باهم و بی هم شناختیم
سراینده با استفاده از صنعت ترصیع این بند از ترانه را مرصع نشان کرده و تزئین داده است
( سوختیم و دوختیم ) ( ساختیم و شناختیم ) و قافیه ها را در بند مضاعف نمود
جامه دوختن از مخمل درد بر تن عشق -عجز در شناخت عشق و سوختن در قمار عاشقانه است
تنهائی رفتیم به عجز خود رسیدیم
با هم دوباره زهر تنهائی چشیدیم
سفر همسفر می خواهد و تنها وبی همسفر سفر کردن عجز مسافر را در بر خواهد داشت که این خطا زهر تنهائی را به کام مسافر می چشاند
شاید در این راه اگر با هم بمانیم
وقت رسیدن شعر خوشبختی بخوانیم
سراینده قصه ی تلخ سفر بی همسفر را بیان نمود و با شک و تردید - خوشبختی هنگام رسیدن در راه زندگی عاشق و معشوق را در با هم ماندن آندو اعلام نمود
این شک پایانی ناشی از تردید سراینده نیست بلکه یقین اوست که خود مخاطبش یابنده است
چرا که عاقبت جوینده یابنده بود و هر ضمیر خود آگاهی با تامل در متن ترانه ی طلاق خط بطلانی برفصل افتراق خواهد کشید
رضا را د ترانه سرا
reza rad - lyrics

